گروه فرهنگی صبار

گروه فرهنگی صبار، سلسله مباحث معرفتی

جزوه اربعین حسینی با نظر به حافظ

جزوه زیبای اربعین حسینی با نظر به حافظ نوشته استاد موسویان را می توانند در زیر مشاهده و دریافت نمایید …

  • اربعین حسینی با نظر به حافظ(pdf) دریافت

 

اربعین حسینی با نظر به حافظ

اربعین حسینی با نظر به حافظ

 

هزار دشمنم ار می‌کنند قصد هلاک

گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک

آنکس  که بفهمد در چه تاریخی زندگی می کند و بداند حیله مکرِ لیل و نهار و شیطان  چه دامی را از چهار سو برای ندیدن حق ، ریخته ، می داند که هیچ راهی برای برون رفت جز پناه بردن به وحی ندارد. وحی یعنی برنامه همه جانبه ای که نقشه همه نقشه کشان را می داند و قدرت و حکمت تماماً در آن جمع گردیده است.آری هرکسی بن بست تاریخی را بیابد به مرغی درون قفس می ماند که قفس را حقیقت خود نمی دارند ولی مرتب مترصد است راه نجاتی در مقابل است باز شود. تنها دلسوزان بشیریت که عالمان  سر و وحی الهی هستند مافوق تمام نقشه ها راه را برای نجات بشریت می گشایند.آری حسینu و اشک او معجزه تاریخی می شود که می تواند راه دیگری در برابر همه رسانه ها و دعوت سفیانی ها،  راه رجوع به حق را در مقابل چشمان منتظران بگشاید. آری باید گفت : گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک

 

مرا امید وصال تو زنده می‌دارد

و گر نه هر دمم از هجر توست بیم هلاک

 

حب الوطن من الایمان دوست داشتن وطن نشانه ایمان است. وطن حقیقی انسان کجاست وگرنه شهرها و کشورها و دوست داشتن آن از اعتباریات و انس مداوم است. گفت ما ز بالاییم و بالا می رویم ما ز دریاییم و دریا می رویم. ما از اینجا و از آنجا نیستیم ما زه بی جاییم و به بی جا می رویم. امید وصال به کسی که، وصل به حق است و بوی وطن حقیقی انسان را می دهد تنها امید حیات عاشق است وهرچه غیر از آن در صحنه باشد وهم و خیال و پوچی است. «کل شی هالک الا وجهه». هلاکت دیدن غیر است و اگر عاشق می تواند هجر را تحمل کند فقط امید وصال است.

 

نفس نفس اگر از باد نشنوم بویش

زمان زمان چو گل از غم کنم گریبان چاک

 

این بیت شرح حال خودش است که می گوید اگرمداوم به راه نجاتم توجه نکنم اکنون زدگی و روزمره گی  زندگیم را سیاه می شود.ولی  با غم تو در هر زمان به دنبال گشایشم میگردم. مگر نه اینکه انتظار الفرج من الفرج. عاشق تجلی کامل که آرزوی همه عارفان و سالکان است اگر در هر زمان توجه به آن در دل نباشد پوسیده و ریش می شود. غم مقدس غم فراق و امید وصال است و گرنه هر غم غیر عشق او بیچارگی و غم جان کاه جدایی از حقیقت است که جز پوچی نیست. غم تمدن غرب از سبک و افق زندگی خود غم جان کاهی است که تا توجه به معشوق نیندازد هر روز بیشتر از قبل او را هلاک خواهد نمود. اما غم عشق، غمی است که مداوم باید با آن سینه را چاک زد. آری غم عشق حسینu است که هر زمان تازه تر می شود و نوری در قلب باز می کند

رود به خواب دو چشم از خیال تو هیهات

بود صبور دل اندر فراق تو حاشاک

می گوید من چون این غم عالی و برین را یافته ام هرگز نمی گذارم صورت آن از جلوی دیدگانم محو شود. آری آنکس که صورت عاشقی خادمان اربعین با زائران امام حسینu را می بیند و آرامشی که در این مسیر برای او ایجاد می گردد؛ حاضر نمی شود، ذره ای دل خود را از آن بردارد و بی صبرانه انتظار می کشد زمان وصل دوباره فراهم شود.لذا می گوید انتظار صبر طولانی از من نداشته باش که در فراق تو بتوانم تاب بیاورم. اگر بستر وصل فراهم نشود در این شوق میمیرم.

 

اگر تو زخم زنی به که دیگری مرهم

و گر تو زهر دهی به که دیگری تریاک

 

حتما راه عشق ورزیدن به اولیاء سختی و تعب خاص خودش را دارد. شلوغی اربعین و خستگی پیاده روی برای از هزار راحتی در زندگی دنیا مداران بهتر است. آری درره منزل لیلی که خطرهاست در آن _ شرط اول قدم آن است که مجنون باشی. اگر در این مسیر پایی طاول زند یا جگر گوشه ای را گم کنم برای من بهتر از مُسَکن های مجازی است که دردم را دوا نمی کند بلکه بر دردم سرپوش میزند. گفت: درد دارم دوا نمی خواهم یا دردم از یار هست و درمان نیز هم.

 

بضرب سیفک قتلی حیاتنا ابدا

لأن روحی قد طاب ان یکون فداک

 

اگر تو با شمشیرت مرا بکشی حیات جاودانه من است زیرا که من مداوم می خواهم فدای تو بشوم . یعنی حسین جان هرکسی نجات یافت در نظر به تو بود و آرزویش فدایی تو شدن بود.  آری : ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم _ ای بی‌خبر ز لذت شرب مدام ما / هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق_ ثبت است بر جریده عالم دوام ما

 

تو را چنان که تویی هر نظر کجا بیند

به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک

آری شاه بیت حافظ در این غزل ضعف خود را در مقابل امام حسینu بیان می کند و می گوید : من به اندازه وسعت ادراک خودم تو را شناختم که اینگونه فدایت می شوم و گرنه ما تاب و توان همه حقیقت تو را نخواهیم داشت . آری امام باقرu می فرمایند: لَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِي زِيَارَةِ الْحُسَيْنِ عليه السلام مِنَ الْفَضْلِ لَمَاتُوا شَوْقاً وَ تَقَطَّعَتْ أَنْفُسُهُمْ عَلَيْهِ حَسَرَاتٍ اگر مردم مى‏دانستند كه در زيارت قبر حضرت حسين بن على i چه فضل و ثوابى است حتما از شوق و ذوق قالب تهى مى‏كردند و به خاطر حسرت‏ها نفس‏هايشان به شماره افتاده و قطع خواهد شد.

 

به چشم خلق عزیز جهان شود حافظ

که بر در تو نهد روی مسکنت بر خاک

 

عشق به امام، عشق به عالی ترین وجه خود است. رسیدن به عزت حقیقی رسیدن به این مقام است.و از طرفی اگر لازمه رسیدن به این مقام خاک شدن در برابر معشوق است. آری زائران حسینی صورت حقیقی عشق به امام حسین  uرا در عاشقی و خاک شدن نسبت به زائران او می دانند و این طلوعی دیگر از تاریخ بازگشت بشریت به امام خود است.